ابهام در رأس قدرت؛ گزارشها از وخامت حال مجتبی خامنهای در شرایط نارضایتی گسترده در ایران
گزارشها از وخامت حال رهبر جدید جمهوری اسلامی در حالی منتشر میشود که برای بسیاری از مردم ایران، بحران اصلی نه وضعیت یک فرد، بلکه کلیت حاکمیتی است که سالهاست با موجی از نارضایتی و اعتراض مواجه است.
به گزارش رادیو نشاط، در حالی که گزارشها از وضعیت وخیم رهبر جدید جمهوری اسلامی حکایت دارد، این تحولات در شرایطی رخ میدهد که بخش بزرگی از مردم ایران طی سالهای اخیر بارها مخالفت و نارضایتی خود را از حاکمیت نشان دادهاند؛ شرایطی که هر تحول در رأس قدرت را از یک مسئله داخلی به یک بحران اجتماعی گسترده تبدیل میکند.
گزارش تایمز؛ رهبری که توان اداره ندارد
با گذشت حدود ۴۰ روز از درگیریهای نظامی و کشته شدن علی خامنهای، گزارشهایی از منابع غربی منتشر شده که وضعیت مجتبی خامنهای را «وخیم» توصیف میکند.
بر اساس گزارش روزنامه تایمز، یک ارزیابی اطلاعاتی مشترک آمریکا و اسرائیل نشان میدهد که او در جریان حملات مجروح شده و اکنون در قم تحت درمان است؛ بهگونهای که قادر به مشارکت در تصمیمگیریهای کلان نیست.
این در حالی است که در ساختار جمهوری اسلامی، تصمیمگیری نهایی در اختیار رهبر است و ناتوانی او میتواند کل سیستم را دچار اختلال کند.
تناقض در روایتها؛ نشانهای از پنهانکاری
گزارشهای متناقض درباره محل حضور او—از انتقال به روسیه تا بستری بودن در قم—بیش از هر چیز نشاندهنده نبود شفافیت و تلاش برای کنترل روایتهاست.
در شرایطی که حتی وضعیت سلامت بالاترین مقام کشور بهطور شفاف اعلام نمیشود، بیاعتمادی عمومی بیش از پیش تقویت میشود.
ساختار قدرت در برابر واقعیت جامعه
در حالی که گزارشهایی از آمادهسازی آرامگاه و تحولات پشتپرده در رأس قدرت منتشر میشود، واقعیت در سطح جامعه متفاوت است.
سالهای اخیر نشان داده:
- اعتراضات سراسری در شهرهای مختلف شکل گرفته
- مطالبات اقتصادی و اجتماعی پاسخ نگرفته
- و فاصله میان مردم و حاکمیت به شکل قابل توجهی افزایش یافته
در چنین فضایی، مسئله اصلی برای بسیاری از مردم، نه اینکه چه کسی رهبر است، بلکه اصل ساختار قدرت است.
رهبر غایب، مردم حاضر
نبود حضور علنی مجتبی خامنهای، عدم سخنرانی یا ارتباط مستقیم با جامعه، در کنار انتشار صرفاً بیانیههای رسمی، این تصویر را تقویت کرده که تصمیمگیریها در سطحی پنهان و خارج از دید افکار عمومی انجام میشود.
در مقابل، جامعهای قرار دارد که:
- بهطور مکرر اعتراض خود را نشان داده
- نسبت به آینده بیاعتماد است
- و تغییرات واقعی را فراتر از جابهجایی افراد در قدرت میبیند
تحلیل؛ بحران فقط در بالا نیست
دو سناریو درباره وضعیت فعلی مطرح است:
- ناتوانی واقعی در رأس قدرت
- اداره کشور توسط نهادهای امنیتی در پشتپرده
اما مسئله مهمتر این است که حتی اگر ساختار قدرت بهصورت موقت تثبیت شود، نارضایتی گسترده اجتماعی همچنان باقی خواهد ماند.
در چنین شرایطی، آنچه آینده ایران را تعیین میکند نه فقط وضعیت یک فرد در رأس قدرت، بلکه شکاف عمیقی است که میان حاکمیت و بخش بزرگی از مردم شکل گرفته و هر روز بیشتر خود را نشان میدهد.
