دیدگاههای شاهزاده رضا پهلوی درباره مداخله نظامی آمریکا در ایران و نحوه گذار پس از جمهوری اسلامی
شاهزاده رضا پهلوی در گفتوگوی اختصاصی با نسیم خادم خبرنگار ایرانی- استرالیایی خبرگزاری ای بی سی نیوز در استرالیا اظهار امیدواری کرد، ایالات متحده صرف نظر از دستیابی یا عدم دستیابی به توافق، حمله هدفمند به ایران را در دستور کار خود قرار دهد.
به گزارش رادیونشاط، این سخنان در حالی مطرح میشود که دور سوم مذاکرات هستهای ایران و آمریکا در بحبوحه نگرانیهای فزاینده از وقوع جنگ احتمالی در خاورمیانه، به پایان رسید.
رضا پهلوی، ولیعهد تبعیدی ایران، نزدیک به نیم قرن گذشته را در خارج از کشور زندگی کرده و در طول تمام این سالها چهرهای الهامبخش و در عین حال بحثبرانگیز برای مخالفان جمهوری اسلامی بوده است.
او معتقد است، حمله ایالات متحده به تاسیسات هستهای و زیرساختهای حکومت ایران، به تضعیف بیش از پیش نظام منجر شده و به مردم ایران فرصت تازهای برای قیام و تعیین سرنوشت خود خواهد داد.
وی خاطرنشان کرد، این خواسته بسیاری از مردم ایران است. مردمی که از زمان آغاز اعتراضات سراسری در اواخر دسامبر و اوایل ژانویه به خیابانها آمدند، اما با برخورد قهری و خشونتبار حاکمان ایران مواجه شدند.
او در این باره میگوید: "مردم ایران مقاومت فوقالعادهای از خود نشان دادهاند. همانطور که ماه گذشته شاهد بودید، مردم در خیابانها شجاعانه علیه نظام شعار میدادند، اما توسط حکومتی سرکوب شدند که عملا علیه ملت خود وارد جنگ نظامی شده است."
آقای پهلوی در چند دهه گذشته همواره خود را به عنوان شخصیتی معرفی کرده که آمادگی دارد در صورت فروپاشی نظام فعلی، ایران را به سوی یک دموکراسی سکولار هدایت کند. اگرچه او تنها نیروی اپوزیسیون در برابر روحانیون حاکم بر ایران نیست، اما به نظر میرسد پایگاه اجتماعی او در میان ایرانیها، بهویژه در جریان اعتراضات اخیر علیه جمهوری اسلامی، تقویت شده است.
در جریان ناآرامیهای اخیر در ایران، مردمی که از معضلات اقتصادی و فساد به تنگ آمدهاند، با وجود سرکوبهای خونین که تخمین زده میشود به قیمت جان دهها هزار معترض تمام شده ، در خیابانها و همچنین از بالکنهای خانههای خود شعار جاوید شاه سر دادند. این شعارها در روزهای گذشته همچنان در برخی دانشگاههای ایران به گوش میرسید.
آقای پهلوی همواره از واشینگتن خواسته است که برای مذاکره با حاکمان مذهبی تهران بر سر توافق هستهای وقت تلف نکند. او با صراحت تأکید میکند که مردم ایران برای مذاکرات هستهای جان خود را فدا نکردند.
وی همچنین از دیدارهای خود با استیو ویتکاف فرستاده ویژه ایالات متحده، و سایر مقامات دولت آمریکا در هفتههای اخیر خبر داده و گفت، به نظر میرسد این مقامات با دیدگاه وی مبنی براین که تهدید اصلی خودِ نظام است، موافق هستند.
وی در این خصوص اظهار داشت:" چنانچه نظام را حذف کنید، تمام مشکلاتی که با آنها روبرو بودهایم، از جمله تهدید هستهای، به پایان رسیده و همچنین افراطگرایی، تروریسم، تهدید هستهای و بیثباتی منطقهای، در صورتی که این نظام دیگر وجود نداشته باشد، بلافاصله محو خواهند شد."
شاهزاده رضا پهلوی در طول سالهای حضور در خارج از کشور، همواره در پی گردآوری حامیان و رایزنی برای جلب حمایتهای بینالمللی جهت ایجاد تغییر در ایران بوده است. برای بسیاری از ایرانیان، بهویژه نسلهای جوانی که هرگز تجربه زندگی در دوران پادشاهی را نداشتهاند، آقای پهلوی نماد مروج ارزشهای دموکراتیک و سکولاری است که در سایه حکومت دینی فعلی از آنها سلب شده است.
با این حال، منتقدان این پرسش را مطرح میکنند که آیا آقای پهلوی که نزدیک به ۵۰ سال است دور از ایران زندگی کرده و از حمایت قاطع و رسمی دونالد ترامپ ، رئیس جمهور ایالات متحده، نیز برخوردار نیست، میتواند بهطور جدی موقعیت خود به عنوان رهبر آینده ایران را تثبیت کند؟
برخی از کارشناسان نیز دیدگاه وی در باره آینده سیاسی کشور را به باد انتقاد گرفته و مدعی هستند، "طرح گذار" مورد حمایت آقای پهلوی، قدرت بیش از حدی را در اختیار وی قرار خواهد داد.
اما آقای پهلوی در گفتگو با شبکه خبرگزاری ای بی سی تأکید کرد، وقتی مردم در شعارهای خود نام او را فریاد میزنند، نشاندهنده برخورداری وی از حمایت عمومی بوده و زمان تغییر اکنون فرا رسیده است.
رضا پهلوی مانند آیتالله خمینی که در سال ۱۹۷۹ شاه را سرنگون و نظام پادشاهی را با حکومت اسلامی جایگزین کرد، یک نظریهپرداز متعصب نیست.
در زمان وقوع انقلات، شاهزاده ۱۸ سال بیشتر نداشت و به تازگی تحصیلات دبیرستان خود را به پایان رسانده بود. او در ایالات متحده مشغول گذراندن دورههای آموزش نظامی به عنوان خلبان جنگنده بود و با توجه به جایگاهش به عنوان وارث تاج و تخت پهلوی، قرار بود پس از اتمام دورهها به ایران بازگردد.
اما این امر محقق نشد و شاهزاده پهلوی از آن زمان تاکنون به عنوان ولیعهدی در تبعید در ایالات متحده باقی ماند. او علاوه بر زبان مادریاش، فارسی، به زبانهای انگلیسی و فرانسه نیز تسلط کامل دارد.
رضا پهلوی همچنان به شدت با اسلامگرایان مخالف بوده و به جدایی دین از سیاست اعتقاد داشته و برخلاف انقلابیون پیشین، به هیچ گروه شبهنظامی یا جنبش سیاسی سازمانیافته داخلی وابسته نیست.
او دیدگاه لیبرالی داشته و در طول چند دهه گذشته از دموکراسی سکولار در ایران، حقوق بشر بنیادی و یک همهپرسی ملی برای تعیین نظام حکومتی آینده کشور حمایت کرده است. آقای پهلوی میگوید:"مشروعیت من، نه صرفا به عنوان وارث دودمان پهلوی، بلکه در شعارهای مردم برای مداخله و حضور در صحنه سیاسی نمود پیدا میکند."
وی خود را به عنوان یک چهره انتقالی و نه یک حاکم دائمی معرفی کرده است. با این حال هنوز مشخص نیست که وی تا چه مدت در قدرت خواهد ماند. آقای پهلوی اغلب تغییر رژیم را به فرو ریختن دیوار برلین تشبیه کرده و این اتفاق را یک فرصت تاریخی برای آزادی تلقی میکند.
وقتی از شاهزاده پهلوی پرسیده شد که در صورت سقوط رژیم، چه زمانی را برای بازگشت به ایران در نظر گرفته و این که بدون حمایت بینالمللی و بدون ریزشهای گسترده در بدنه رژیم، چه مشروعیتی برای خود متصور است، وی پاسخ داد:"من در اولین فرصت ممکن در ایران خواهم بود. دوست دارم حتی پیش از فروپاشی رژیم آنجا باشم. ما در حال کار بر روی ایدهها و سناریوهای مختلف در این زمینه هستیم "
آقای پهلوی معتقد است، برای شکوفایی یک دولت دموکراتیک و سکولار، ایالات متحده و اروپا باید تمام مذاکرات با حاکمان ایران را متوقف کرده و از طریق تحریمها و مداخله نظامی، فشار حداکثری را بر رژیم وارد کنند. او میگوید، در صورت سقوط رژیم، برای حمایت از گذار دموکراتیک ملت ایران، وارد عمل خواهد شد.
او معتقد است: چه ایالات متحده حمله کند یا نه، " مردم ایران به مبارزه خود ادامه خواهند داد." با این حال، او تأکید کرد، چنین مداخلهای به فروپاشی رژیم سرعت بخشیده و به مردم فرصت میدهد تا پس از حذف عوامل سرکوب ، بار دیگر به خیابانها بازگردند.
به جز مداخله نظامی، او راهکارهای دیگری شامل خنثی کردن کردن نقش سپاه پاسداران، توقف نفتکشهای سایه که به صورت غیرقانونی اقدام به فروش نفت و تأمین مالی رژیم میکنند، اخراج عوامل و دیپلماتهای تهران، مسدود کردن داراییهای افراد وابسته به رژیم، بهبود دسترسی ایرانیان به اینترنت و مطالبه جدی برای آزادی زندانیان سیاسی را برای سرنگونی رژیم پیشنهاد کرده است.
آقای پهلوی تصمیم دولت استرالیا برای قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی و اخراج سفیر ایران را گامی بسیار ضروری توصیف کرده و افزود، دولت استرالیا باید گامهای بیشتر برداشته و از جنبش وی حمایت کند.
در اینجا لازم است به کنفرانس امنیتی مونیخ 2026 که نقش مهمی در تقویت پیام آقای پهلوی داشت نیز اشاره شود. این رویداد مهم، به فضایی برای به چالش کشیدن حاکمان اسلامگرای ایران و افشای نقض حقوق بشر توسط آنها در صحنه جهانی تبدیل شده بود.
در این نشست که با حضور شخصیتهای برجستهای مانند لیندزی گراهام، سناتور آمریکایی ، روبرتا متسولا، رئیس پارلمان اروپا ، و ولودیمیر زلنسکی ،رئیسجمهور اوکراین برگزار شد، بسیاری از سخنرانان به برخوردهای اخیر جمهوری اسلامی علیه معترضان، افزایش موج بازداشتها، اعترافات اجباری و اعدامها و بررسی پتانسیل و ظرفیتهای موجود برای تغییر رژیم پرداختند.
در این میان، رضا پهلوی در یک جلسه پرسش و پاسخ شرکت کرد که بازتاب گستردهای در رسانهها داشت. اجرای این برنامه بر عهده کریستین امانپور، خبرنگار سی ان ان بود. در این نشست، امانپور پرسشهای چالشبرانگیزی را در مورد میزان محبوبیت و پایگاه اجتماعی آقای پهلوی در داخل ایران مطرح کرد.
در ادامه، رضا پهلوی طی یک کنفرانس خبری فرصت یافت تا چشمانداز خود برای گذار سیاسی در ایران را تشریح کند. این موضوع با حمایت بیسابقهای از سوی ایرانیان خارج از کشور مواجه شد. در این کنفرانس، آقای پهلوی روز ۱۴ فوریه را به عنوان "روز جهانی اقدام" اعلام کرده و از ایرانیان مقیم خارج از کشور خواست تا تجمعات اعتراضی برپا کنند.
در واکنش به این فراخوان، بیش از یک میلیون ایرانی از مونیخ و ملبورن گرفته تا لسآنجلس و تورنتو، در تظاهراتی گسترده ، حمایت خود از انقلاب شیر و خورشید را به نمایش گذاشتند.
این تجمعات نشاندهنده اتحاد چشمگیری بود. زیرا هرچند اختلافنظرهایی در میان اپوزیسیون خارج از کشور و گروههای مختلف داخل ایران وجود دارد، اما این بار حمایتها از آقای پهلوی فراتر از دایره سلطنتطلبان سرسخت بود. بسیاری از مردم به وی به عنوان چهرهای مناسب برای هدایت فرایند گذار دموکراتیک مینگرند. وی در واکنش به این موج همبستگی اظهار داشت:"خوشحالم که میبینم جهت حرکت در حال تغییر است."
مهرزاد بروجردی، استاد دانشگاه علوم و فناوری میسوری، میگوید، رضا پهلوی از یک سرمایه نمادین برخوردار است. وی دودمان سلسله پهلوی را از پدربزرگ و پدرش به ارث برده و به همین دلیل ایرانیها نام او را در شعارهای خود فریاد میزنند.
اما او تأکید میکند که آقای پهلوی، مانند بسیاری از چهرههای کمتر شناختهشده اپوزیسیون ایرانی، برای رهبری با چالشهای جدی روبهرو بوده و همچنین از قدرت سازمان یافته لازم در داخل ایران برخوردار نیست.
بروجردی میگوید: " مؤلفه اساسی برای هر جریان مخالف، نقش نیروهای قومی از جمله کردها ، بلوچها و سایر گروهها در ایران است. در حالی که باز هم شاهد تنش میان این دو اردوگاه هستیم. زیرا از یک سو مواردی هستند که رضا پهلوی بر آنها اصرار دارد و از سوی دیگر مطالباتی است که این گروهها بر کسب آنها پافشاری میکنند."
رضا پهلوی از نیروهای نظامی، پلیس و مقامات ایران خواسته به جای پیوستن به رژیمی که آن را "در حال مرگ" میخواند، به مردم ملحق شوند. او اغلب نظام ایران را به کشتی در حال غرق شدن تشبیه میکند. وی همچنین سال گذشته پلتفرمی رسمی را برای انشعاب مقامات داخلی رژیم، پرسنل امنیتی و اعضای بوروکراسی غیرنظامی راهاندازی کرد.
بنا به گزارش اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران که از نهادهای نزدیک به رضا پهلوی بوده و سالها واشنگتن را برای کمک به ایرانیها در سرنگونی رژیم و جایگزینی آن با دموکراسی سکولار ترغیب کرده، دهها هزار نفر برای این پلتفرم درخواست دادهاند.
وقتی از پهلوی درباره تایید این رقم، فرایند غربالگری و حضور نخبگان رژیم پرسیده شد،وی پاسخ داد: " شما با برخی از عناصر کلیدی که بخشی از جداشدگان از رژیم هستند، مواجه خواهید شد." وی افزود: برخی از آنها اعضای نیروهای نظامی یا شبهنظامی بوده برخی دیگر در بخش غیرنظامی فعالیت دارند. من نمیتوانم در حال حاضر نام برخی از آنها را فاش کنم، اما این افراد از عناصر کاملا برجستهای هستند که با این رژیم نمیتوانند کنار بیایند. "
او مدعی است که بسیاری تمایل دارند از رژیم فاصله بگیرند. اما هشدار داد که زمان برای کسانی که باید تصمیم بگیرند کدام طرف حصار بایستند، رو به اتمام است.
کسانی در رژیم "که دستشان به خون مردم ایران آلوده است"، باید منتظرعواقب سنگین کار خود باشند. او گفت: "حاکمان ایران در دادگاه باید پاسخگوی جنایات خود علیه بشریت باشند."
پروفسور بروجردی با این ارزیابی پهلوی که سرنگونی رژیم به انشعاب نیاز دارد، موافق بوده و میگوید:" باید از خود بپرسید، در برابر رژیمی ستمگر مانند جمهوری اسلامی، آیا من و هوادارانم تحملش را داریم؟ آیا پتانسیل لازم برای ایستادگی مستمر و مبارزه با چنین رژیمی را داریم؟"
اما با وجود خوشبینی پهلوی به مداخله آمریکا، بروجردی معتقد است، دولت ترامپ بعید است سناریوی سرنگونی کامل رژیم را دنبال کند. وی گفت:" شاید حمله نظامی صورت بگیرد و توان جمهوری اسلامی نیز تضعیف شود، اما معتقد نیستم که تا آخر خط، یعنی تغییر رژیم، پیش بروند. دیر یا زود، پس از بحران، همان جریانات قدیمی یعنی ایستادگی در برابر رژیمی که ۴۷ سال آنها را سرکوب کرده، ادامه خواهد داشت.
رضا پهلوی طرحی چندمرحلهای برای دوران گذار ترسیم کرده که اولویت اول آن، در صورت سقوط رژیم، ثبات کشور و اقتصاد است. پروژه شکوفایی ایران، که مورد تایید پهلوی بوده و تامین منابع مالی آن را NUFDI بر عهده دارد، نقشه راهی را برای بازسازی ایران پس از جمهوری اسلامی ارائه میدهد.
آقای پهلوی گفت" بسیاری از دولتها سالها است بر حفظ وضع موجود تمرکز داشته و به روز پس ازسقوط رژیم فکر نمیکنند. اما ما ایدهها و طرحهایی برای آینده داریم."
این طرح بر پایه حداکثر انشعاب بنا شده تا به باور آقای پهلوی از هرجومرج مشابه عراق پس از صدام جلوگیری شود. این طرح دارای سه مرحله مجزا به شرح زیر است:
مرحله اول (۱۰۰-۱۸۰ روز نخست)، تمرکز بر ثبات اقتصادی و تضمین خدمات ضروری. در این دوره، همهپرسی سراسری برگزار میشود تا مردم سرنوشت رهبران سابق را تعیین و نظام حکومتی مورد نظر خود را انتخاب کنند. در این مرحله همچنین فرض براین است که بلافاصله پس از سقوط رژیم، همه حول محور ولیعهد متحد شوند.
اما اپوزیسیون ایران در طول سالهای گذشته به جناحهای متعدد، از سلطنتطلبان و جمهوریخواهان گرفته تا چپگرایان و گروههای قومی مانند کردها، بلوچها و اعراب، تقسیم شدهاند.
انقلابهای پیشین ایران نشان میدهد که چنین تحولاتی اغلب چالشهای عظیمی بهدنبال دارند. چالشهایی که از آنچه این طرح اولیه میتواند بهطور کامل پوشش دهد، بسیار فراتر است.
مریم معمارصادقی، فعال ایرانی-آمریکایی مقیم واشنگتن و پژوهشگر ارشد مؤسسه مکدونالد-لوریه، طرفدار تغییر رژیم در ایران به سوی دموکراسی بوده و معتقد است، هرچند رضا پهلوی نیتهای دموکراتیک خود را روشن بیان کرده، اما برای گذار ایران از توتالیتریسم بسیار ستمگر به جامعهای باز که همه در آن حقوق و کرامت برابر دارند، تنها شعار کافی نیست.
وی افزود:" نهادها، فرایندها و هنجارهای دموکراتیک و همچنین جامعه مدنی که بهطور ایمن و با افتخار، کثرتگرایی ملت ایران را بازتاب دهد، باید شکل بگیرد."
خانم معمار صادقی تأکید کرد: " لازم است پهلوی با ترسیم خطوط روشن میان گفتمانها و عملکردهای لیبرال و آنچه به توسعه دموکراتیک کشور آسیب میزند، تعهدات عملی خود را همین حالا نشان دهد. در حال حاضر، او غرایز اقتدارگرایانه نزدیکانش را تحمل میکند. وی در قالب برنامه گذر، فرایندی را پذیرفته که به او قدرت گسترده در دوره انتقالی میدهد. با توجه به شکنندگی ایران در این دوره، باید درباره تضمینهایی پرسید که این چارچوب موقت اضطراری، شکل دائمی به خود نگیرد." با این حال، مدت حضور رضا پهلوی در رهبری دوره انتقال هنوز نامشخص است.
مرحله دوم طرح؛ نهادسازی و وضع قانون اساسی دموکراتیک. در این مرحله دولت تازهمنتخب، نهادهای دموکراتیک پایه را ایجاد و برای انتخابات آزاد آماده میشود. طبق این طرح، کشور تدوین قانون اساسی جدید با مشارکت نهادهای دموکراتیک قوی را برای حمایت بلندمدت از دولت آغاز میکند. پهلوی میگوید، انتخاب نظام سلطنتی یا جمهوری به مردم ایران بستگی دارد.
مرحله سوم؛ بازسازی اقتصادی بلندمدت. این مرحله به بازسازی اقتصادی پایدار اختصاص دارد.
اما پرفسور بروجردی میگوید، هرچند طرح گذار حائز اهمیت است، اما قدرت را در دستان پهلوی متمرکز میکند. وی افزود، بسیاری نگران این موضوع هستند که بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی، مخالفان از توانایی لازم برای حفظ انسجام کشور و جلوگیری از ایجاد هرج و مرج برخوردار نباشند.
آقای پهلوی میگوید:" به محض سقوط رژیم، انتخابات اولین پارلمان نظام دموکراتیک آینده و دولت آن برگزار میشود. در آن زمان، کار دولت انتقالی عملا پایان مییابد و کنترل کشور به پارلمان تازهمنتخب و دولتی که مردم تا آن زمان رهبران آن را برگزیدهاند، تحویل داده میشود. آن زمان ماموریت من پایان یافته و من به هدفی که ۴۶ سال پیش آغاز کردم، خواهم رسید."
