ایران روی لبه تصمیم؛ خیابان ملتهب، حکومت عصبی، جهان در حال ارسال پیام
ایران وارد هفتهای شده که دیگر نه خیابان آرام است، نه حکومت مطمئن، و نه جهان ساکت. همزمان با بالا رفتن هزینه اعتراض در داخل، پیامهای صریح از بیرون مرزها نشان میدهد که بحران ایران از یک چالش داخلی عبور کرده و به نقطهای حساس در معادلات سیاسی منطقه و جهان رسیده است.
به گزارش رادیو نشاط، ایران در آستانه ورود به سومین هفته اعتراضات، به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً «ناآرامی» نامید. آنچه در خیابانها، شبکههای اجتماعی و مواضع رسمی دیده میشود، نشانههای یک تقابل تعیینکننده است؛ تقابلی که همزمان با بستهشدن مسیرهای ارتباطی در داخل، صدای آن از بیرون مرزها بلندتر از همیشه شنیده میشود.
قطع گسترده اینترنت و اختلال شدید در خطوط تلفن، کشور را عملاً به یک منطقه کور خبری تبدیل کرده است. با این حال، گزارشهای نهادهای حقوق بشری از دستکم ۶۵ کشته و بیش از ۲۳۰۰ بازداشتی حکایت دارد؛ آماری که به باور ناظران، تنها بخشی از واقعیت میدانی را منعکس میکند.
حکومت در حالت هشدار؛ تهدید عریان و زبان سرکوب
همزمان با تمدید فراخوانهای اعتراضی، علی خامنه ای در موضعگیریهای اخیر خود، سیگنالهایی آشکار از آمادگی برای برخورد سخت ارسال کرده است؛ آن هم در شرایطی که هشدارهای مستقیم از سوی ایالات متحده مطرح شدهاند.
در روزهای گذشته، ادبیات نهادهای امنیتی و قضایی تغییر محسوسی داشته است. سپاه پاسداران و ارتش، همزمان هرگونه تجمع اعتراضی را عبور از «حد تحمل نظام» توصیف کردهاند و دستگاه قضایی نیز با گسترش دایره اتهامات، حتی کمکرسانی یا حمایت غیرمستقیم از معترضان را در ردیف سنگینترین جرایم قرار داده است.
هشدار درباره طرح اتهام «محاربه» برای معترضان و حامیان آنها، عملاً بهعنوان ابزار ارعاب عمومی بهکار گرفته شده؛ پیامی صریح که حاکمیت قصد عقبنشینی ندارد.
روایت رسمی در برابر خیابان؛ کدام تصویر واقعی است؟
در حالی که رسانههای حکومتی از «بازگشت آرامش» سخن میگویند و صداوسیما با پخش تصاویر کنترلشده، سرودهای حماسی و مراسم رسمی تلاش میکند اوضاع را عادی جلوه دهد، ویدیوهای منتشرشده از داخل ایران تصویر کاملاً متفاوتی را نشان میدهند.
تصاویر منتشرشده توسط رسانههای بینالمللی، از جمله آسوشیتدپرس، از تجمعات شبانه در محلههایی مانند سعادتآباد تهران حکایت دارد؛ تجمعاتی که در آن شعارها مستقیماً کلیت حاکمیت را هدف گرفتهاند. همزمان، رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی نیز با انتشار تصاویر درگیری و حمله به مراکز دولتی در شهرهایی مانند اصفهان، ناخواسته عمق بحران را آشکار کردهاند.
تغییر زمین بازی؛ تمرکز اپوزیسیون بر اقتصاد
در خارج از ایران، رضا پهلوی با عبور از تمرکز صرف بر تجمعات خیابانی، بر مرحلهای جدید تأکید کرده است؛ مرحلهای که هدف آن ضربهزدن به ستونهای اقتصادی حکومت است.
فراخوان به اعتصابات در بخشهای حیاتی مانند نفت، گاز و حملونقل، میتواند فشار بیسابقهای بر اقتصادی وارد کند که هماکنون نیز زیر بار تورم، سقوط ارزش پول ملی و دلار حدود ۱.۴ میلیون ریالی، در وضعیت بحرانی قرار دارد.
پیام صریح واشنگتن؛ «کمک در راه است»
همزمان با تشدید اعتراضات، Lindsey Graham، سناتور جمهوریخواه کنگره آمریکا، در پیامی صریح در شبکه «ایکس» مستقیماً خطاب به مردم ایران نوشت:
«کابوس طولانی شما بهزودی به پایان میرسد. شجاعت و اراده شما برای پایان دادن به ظلم و ستم، نهتنها توسط دونالد ترامپ، بلکه از سوی همه آزادیخواهان جهان دیده شده است.»
او با اشارهای مستقیم به شعار ترامپ افزود:
«وقتی رئیسجمهور ترامپ میگوید ایران را دوباره عظمت ببخشید، معنایش روشن است:
معترضان ایران باید بر آیتاللهها غلبه کنند.»
گراهام در پایان پیام خود تأکید کرد:
«خداوند حافظ همه کسانی باشد که در ایران فداکاری میکنند.
کمک در راه است.»
اظهاراتی که از سوی بسیاری از ناظران، آشکارترین و بیپردهترین پیام حمایت سیاسی از معترضان ایران در سالهای اخیر ارزیابی میشود.
فشار جهانی؛ از بیانیه تا آسمان ایران
موضع واشنگتن تنها نمانده است. مارکو روبیو با هشدار نسبت به برخوردهای خشونتآمیز، حمایت آمریکا از معترضان را علنی کرده و همزمان فرانسه، بریتانیا و آلمان نیز برخوردهای مرگبار را محکوم کردهاند.
این فشارها به حوزه هوانوردی نیز کشیده شده و تعلیق یا لغو پرواز برخی شرکتهای خارجی به مقصد ایران، نشانهای از افزایش نگرانیهای امنیتی و سیاسی نسبت به وضعیت داخلی کشور است.
سکوت حسابشده پکن و مسکو؛ نه حمایت از معترضان، نه محکومیت سرکوب
در حالی که ایالات متحده و برخی کشورهای اروپایی با لحنی صریح از معترضان ایرانی حمایت کردهاند، روسیه و چین تاکنون از صدور هرگونه بیانیه مستقیم درباره اعتراضات سراسری ایران خودداری کردهاند. مواضع رسمی این دو قدرت، محدود به تأکید بر «عدم مداخله در امور داخلی کشورها» و مخالفت با فشارهای غربی علیه تهران بوده است؛ رویکردی که از نگاه ناظران، بیش از آنکه حمایت از مردم باشد، تلاشی برای حفظ موازنه ژئوپلیتیکی و منافع راهبردی در کنار جمهوری اسلامی تلقی میشود.
جمهوری اسلامی در تنگنای کمسابقه
به باور تحلیلگران، اعتراضات کنونی دیگر صرفاً واکنشی به مشکلات معیشتی نیست. مطالبات سیاسی، بحران مشروعیت، فشار خارجی و نافرمانی مدنی، همزمان حاکمیت را در موقعیتی قرار داده که نسخههای گذشته سرکوب الزاماً کارآمد نخواهند بود.
اقتصاد فرسوده، جامعه خسته و نگاههای نگران جهانی، ترکیبی ساخته که جمهوری اسلامی در سالهای اخیر با نمونهای مشابه آن روبهرو نبوده است؛ وضعیتی که میتواند مسیر تحولات آینده ایران را بهطور بنیادین تغییر دهد.
