در رقابت برای جذب لایک، بازدید و دنبالکننده، گاهی مرز میان تولید محتوا و نقض حریم خصوصی فراموش میشود. ماجرای افشای اطلاعات پزشکی بیماران در استرالیا، هشداری جدی به اینفلوئنسرها و بلاگرهایی است که بدون آگاهی از قوانین، هر تصویری را منتشر میکنند؛ غافل از اینکه یک استوری چندثانیهای میتواند پیامدهایی سنگین داشته باشد.
به گزارش رادیو نشاط، ماجرای افشای اطلاعات محرمانه پزشکی زنان باردار در بیمارستان سلطنتی داروین استرالیا، بار دیگر اهمیت رعایت حریم خصوصی و مسئولیت قانونی انتشار محتوا در شبکههای اجتماعی را به بحث گذاشته است. رادیو نشاط به بهانه این رویداد، نگاهی دارد به خطرات انتشار بیمحابای عکسها، ویدئوها و استوریها و هشداری به اینفلوئنسرها، بلاگرها و تولیدکنندگانی که گاه در رقابت برای جذب لایک و بازدید بیشتر، از پیامدهای قانونی و اخلاقی فعالیت خود غافل میشوند.
وقتی یک استوری به یک بحران تبدیل میشود
در دنیای امروز، تلفن همراه برای بسیاری از افراد به یک رسانه شخصی تبدیل شده است. هر کسی میتواند در چند ثانیه از محیط کار، یک جلسه، خیابان، بیمارستان یا حتی زندگی خصوصی دیگران تصویری تهیه کند و آن را در معرض دید هزاران نفر قرار دهد.
اما موضوعی که گاهی در هیجان انتشار محتوا فراموش میشود، این است که هر تصویری برای انتشار عمومی مناسب نیست و هر اطلاعاتی که در دسترس ما قرار دارد، الزاماً متعلق به ما نیست.
ماجرایی که اخیراً در بیمارستان سلطنتی داروین (Royal Darwin Hospital) اتفاق افتاده، نمونهای قابل تأمل از همین مسئله است.
ماجرای بیمارستان داروین چه بود؟
بر اساس گزارش ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶ شبکه خبری ABC استرالیا، اطلاعات محرمانه پزشکی حدود ۱۲ زن باردار در تصاویر و ویدئوهایی منتشر شد که در یک حساب اینستاگرامی با حدود ۲۸ هزار دنبالکننده قرار گرفته بودند.
این اطلاعات شامل نام بیماران، شماره پرونده پزشکی، سوابق بیماری، تشخیصهای پزشکی و جزئیات برنامه درمانی آنان بود.
ABC گزارش داده است که این محتوا در حساب اینستاگرامی منتسب به دکتر ندا مقربعابد (Dr Neda Mogharehabed) منتشر شده بود؛ پزشکی که بهعنوان ناظر پزشکی در بخش زنان و زایمان بیمارستان حضور داشت.
بااینحال، دکتر مقربعابد در پاسخ به ABC اعلام کرده که نمیتواند تأیید کند این تصاویر چگونه منتشر شدهاند یا آیا از حسابی که اکنون تحت کنترل اوست انتشار یافتهاند. او همچنین تأکید کرده که قصد افشای اطلاعات هیچ بیماری را نداشته و موضوع حفظ حریم خصوصی بیماران را جدی میگیرد.
مدیریت بیمارستان نیز ضمن عذرخواهی رسمی از بیماران آسیبدیده اعلام کرده است که همکاری این پزشک با مجموعه خدمات درمانی قلمرو شمالی استرالیا پایان یافته است.
این پزشک همچنین گفته است که در دوره حضور خود، آموزش مشخصی درباره عکاسی، فیلمبرداری یا انتشار محتوا در شبکههای اجتماعی دریافت نکرده بود.
البته این توضیحات به معنای اثبات یا رد مسئولیت فردی در این ماجرا نیست و باید میان گزارش یک حادثه، اظهارات افراد مرتبط و نتیجه احتمالی بررسیهای قانونی تفاوت قائل شد.
آیا هر چیزی که میبینیم، حق داریم منتشر کنیم؟
این پرسش تنها به پزشکان و کارکنان بیمارستانها مربوط نمیشود.
امروزه بسیاری از اینفلوئنسرها، بلاگرها، یوتیوبرها و حتی کاربران عادی شبکههای اجتماعی، بخشهایی از زندگی روزمره خود را با مخاطبانشان به اشتراک میگذارند.
گاهی از محل کار فیلم میگیرند، گاهی گفتوگوی دیگران را ضبط میکنند، گاهی تصویر افراد ناشناس را منتشر میکنند و گاهی بدون توجه به اطلاعات موجود در پسزمینه یک تصویر، آن را در اختیار هزاران نفر قرار میدهند.
ممکن است روی میز یک اداره، مدارک محرمانه قرار داشته باشد. شاید تصویر یک کودک بدون رضایت لازم منتشر شود، یا در یک ویدئوی ظاهراً ساده، مکالمه خصوصی افراد شنیده شود.
در چنین شرایطی، موضوع دیگر فقط تولید محتوا نیست؛ پای حریم خصوصی، حقوق دیگران و گاهی مسئولیت قانونی به میان میآید.
قوانین کشور محل زندگی خود را بشناسیم
یکی از نکات مهم برای افرادی که در کشورهای مختلف زندگی میکنند، آشنایی با قوانین همان کشور است.
در استرالیا، قوانین مربوط به حریم خصوصی، اطلاعات شخصی، محرمانگی حرفهای و انتشار تصاویر بسته به شرایط و نوع فعالیت متفاوت هستند.
برای مثال، سازمان تنظیم مقررات حرفههای سلامت استرالیا (Ahpra) تأکید میکند که فعالان ثبتشده حوزه سلامت هنگام استفاده از شبکههای اجتماعی نیز موظف به رعایت استانداردهای حرفهای و حفظ محرمانگی اطلاعات بیماران هستند.
دفتر کمیسر اطلاعات استرالیا (OAIC) نیز درباره انتشار تصاویر و ویدئوهای حاوی اطلاعات شخصی راهنماییهای مشخصی ارائه کرده است.
البته نباید تصور کرد که انتشار هر تصویر بدون رضایت، در تمام شرایط و برای همه افراد الزاماً جرم محسوب میشود. قوانین، استثناها و مسئولیتها با توجه به شرایط هر پرونده متفاوتاند.
اما یک اصل روشن است: نداشتن آگاهی کافی از قوانین، بهخودیخود تضمینی برای رهایی از مسئولیت قانونی نیست.
رقابت برای دیدهشدن، به چه قیمتی؟
شبکههای اجتماعی بر پایه جلب توجه فعالیت میکنند. تعداد بازدیدها، لایکها، اشتراکگذاریها و دنبالکنندگان برای بسیاری از تولیدکنندگان محتوا اهمیت زیادی پیدا کرده است.
برای برخی، این اعداد حتی با درآمد، اعتبار اجتماعی و فرصتهای شغلی ارتباط مستقیم دارند.
اما آیا هر اتفاقی باید به محتوا تبدیل شود؟
آیا هر تصویری که ممکن است بازدید بالایی داشته باشد، ارزش انتشار دارد؟
آیا میتوان برای افزایش مخاطب، از حریم خصوصی دیگران عبور کرد؟
البته نمیتوان انگیزه انتشار محتوای مورد بحث در بیمارستان داروین را بدون شواهد مشخص، کسب لایک یا افزایش دنبالکنندگان دانست. بااینحال، این حادثه فرصت مناسبی است تا درباره فرهنگ انتشار محتوا و مسئولیت کسانی که مخاطبان گسترده دارند، جدیتر فکر کنیم.
پیش از فشردن دکمه انتشار
برای تولیدکنندگان محتوا، رعایت چند اصل ساده میتواند از بسیاری از مشکلات جلوگیری کند:
پیش از انتشار تصاویر دیگران، موضوع رضایت و مجوزهای لازم را بررسی کنند.
از انتشار اسناد، اطلاعات پزشکی، مکاتبات و اطلاعات محرمانه خودداری کنند.
به مقررات محل کار، سازمانها و مکانهایی که در آن فیلمبرداری میکنند توجه داشته باشند.
درباره قوانین کشور محل اقامت خود، بهویژه در زمینه حریم خصوصی و انتشار محتوا، آگاهی کسب کنند.
پیش از انتشار یک مطلب، پیامدهای احتمالی آن را برای افراد حاضر در تصویر یا موضوع خبر در نظر بگیرند.
مسئولیتپذیری؛ مهمتر از تعداد دنبالکنندگان
اتفاق بیمارستان داروین تنها یک خبر درباره افشای اطلاعات پزشکی نیست؛ بلکه یادآوری میکند که انتشار محتوا در فضای مجازی میتواند بر زندگی واقعی انسانها تأثیر بگذارد.
ممکن است یک تصویر پس از چند ساعت از صفحهای حذف شود، اما نسخههای ذخیرهشده، اسکرینشاتها و پیامدهای انتشار آن همچنان باقی بمانند.
داشتن هزاران دنبالکننده، نشانه آگاهی از قوانین نیست؛ همانطور که داشتن یک تلفن همراه و امکان فیلمبرداری، به معنای داشتن حق انتشار هر تصویری نیست.
در دنیایی که همه میتوانند رسانه باشند، مسئولیتپذیری باید به اندازه آزادی انتشار اهمیت داشته باشد.
شاید پیش از انتشار هر عکس، ویدئو یا استوری، بهتر باشد یک سؤال ساده از خود بپرسیم:
آیا ارزش چند لایک و بازدید بیشتر را دارد که حریم خصوصی، اعتماد یا حقوق دیگران را به خطر بیندازیم؟