آیا «چپ» و «راست» در استرالیا همان معنایی را دارند که بسیاری از ایرانیان تصور میکنند؟ با نزدیک شدن انتخابات ویکتوریا ۲۰۲۶ و افزایش نفوذ جریانهای پوپولیستی، شناخت واقعی احزاب سیاسی استرالیا بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا کرده است؛ بهویژه برای جامعه ایرانی که اغلب با پیشفرضهای سیاسیِ برآمده از تجربه ایران، وارد فضای متفاوت دموکراسی استرالیا میشود.
نویسنده: رعنا ابراهیمی
از سال ۲۰۱۶ که به استرالیا آمدم، در سطوح مختلف سیاست و سازمانهای چندفرهنگی کار کردهام. در تمام این سالها همواره سعی کردهام بیطرف بمانم؛ هم به خاطر سالها کار در سیستم سازمان ملل و هم به دلیل نقشی که در اینجا داشتهام. به همین دلیل نیز به هیچ حزب خاصی نپیوستهام.
کار و ارتباط با جوامع مختلف دیاسپورا چیزی به من آموخت که شاید برای خودمان هم آشنا باشد: ما معمولاً دانش سیاسیمان را با خودمان میآوریم؛ دانشی که با سیستم و سیاست استرالیا بسیار متفاوت است. این دقیقاً مثل رانندگی است: در ایران رانندگی بلد هستید، اما قوانین و فرهنگ رانندگی اینجا کاملاً متفاوت است. شما رانندگی را از ابتدا یاد نمیگیرید، اما باید قوانین جدید را بیاموزید. مشکل از جایی شروع میشود که برای شناخت سیستم سیاسی اینجا تلاشی نمیکنیم.
نکتهای که در استرالیا بسیار جالب است، اجباری بودن رأی دادن است؛ البته اگر شهروند استرالیا شده باشید. این یعنی نمیتوانید بیتفاوت باشید یا از تصمیمی که روی زندگی شما و اطرافیانتان تأثیر میگذارد، فرار کنید. خواهناخواه باید تصمیم بگیرید.
به همین دلیل، با توجه به انتخابات پیش روی ویکتوریا و در حالی که دنیا در وضعیت آشفتهای به سر میبرد، احساس کردم لازم است گزینههای سیاسی در استرالیا را مرور کنیم و با آگاهی تصمیم بگیریم.
هرکس باید خودش درباره سیاستهای احزاب مطالعه کند و سؤال بپرسد. اما من تلاش کردهام برخی از پیشفرضهایی را که با خودمان به استرالیا میآوریم، کنار هم قرار دهم و سیاستهای اصلی احزاب مختلف را مقایسه کنم.
و صادقانه بگویم، یک نگرانی هم دارم. رشد پوپولیسم در استرالیا برایم نگرانکننده است و شگفتزدهام که بسیاری از دوستان ایرانیام، با وجود تجربه احمدینژاد، شباهتهایی میان آن نوع پوپولیسم و برخی جریانها و چهرههای اینجا را نمیبینند. این مقاله تلاشی است برای کمک به ترسیم تصویری کاملتر.
دو محور اصلی سیاست در استرالیا
محور اقتصادی
در سادهترین تعریف:
چپ میگوید: مالیات بیشتر و خدمات عمومی قویتر.
راست میگوید: بازار آزادتر و مالیات کمتر.
اما نکته مهم این است که هر دو جریان، اصل سرمایهداری را میپذیرند. اختلاف میان آنها بر سر درجه مداخله دولت است، نه ماهیت سیستم اقتصادی.
محور اجتماعی ـ فرهنگی
راست معمولاً محافظهکارتر است؛ بر ارزشهای سنتی، ثبات اجتماعی و تغییرات تدریجی تأکید دارد. حتی گاهی ترجیح میدهد تغییرات برای مدت طولانی محدود بمانند. احتمالاً شما هم جملههایی مانند «ما از دنیا دور هستیم و تغییرات جهانی خیلی روی ما اثر نمیگذارد» را شنیدهاید؛ گرچه تحولات اقتصادی نشان داده که استرالیا آنقدرها هم دور از تحولات جهان نیست.
در مقابل، چپ گرایش ترقیخواهانهتری دارد؛ بر برابری بیشتر، اصلاح ساختارها و پذیرش هویتهای متنوع تأکید میکند. در استرالیای امروز، این بُعد فرهنگی و اجتماعی اغلب تأثیر مستقیمی بر اقتصاد نیز میگذارد.
احزاب و مستقلها؛ یک به یک
Labor — حزب کارگر | مرکز ـ چپ
حزب کارگر معمولاً نماینده منافع کارگران، معلمان، پرستاران، اتحادیههای صنفی و اقلیتها تلقی میشود.
این حزب از Medicare قوی، خدمات درمانی عمومی، آموزش دولتی و افزایش حداقل دستمزد حمایت میکند.
در سطح فدرال، از سال ۲۰۲۲ دولت در اختیار آنتونی آلبانیزی است و در ویکتوریا نیز از سال ۲۰۱۴ تاکنون در قدرت بوده و اکنون جاسینتا آلن نخستوزیر ایالت است.
Liberal — حزب لیبرال | مرکز ـ راست
حزب لیبرال معمولاً نماینده کسبوکارهای بزرگ، سرمایهگذاران و مناطق ثروتمند حومه شهرها محسوب میشود.
این حزب از کاهش مالیات شرکتها، خصوصیسازی زیرساختها و کوچکتر شدن نقش دولت حمایت میکند و معمولاً با حزب Nationals ائتلاف دارد.
بهطور کلی، لیبرالها بیشتر بر رشد فردی و موفقیت اقتصادی شخصی تأکید دارند.
در ویکتوریا، رهبر اپوزیسیون فعلی جس ویلسون (Jess Wilson) است.
Greens — حزب سبزها | چپ
حزب سبزها بر محیطزیست، حقوق اجتماعی، مسکن عمومی و مالیات بیشتر بر ثروتمندان تمرکز دارد و از حزب کارگر چپگراتر محسوب میشود.
پایگاه رأی این حزب بیشتر شامل جوانان و ساکنان تحصیلکرده شهری است و چند کرسی مهم در ملبورن دارد.
نکته مهم اینکه سبزها از حزب کارگر جدا هستند و اغلب با Labor اختلافنظر دارند. این حزب بیشترین تمرکز را بر حقوق بشر و عدالت اجتماعی دارد.
Nationals — حزب ملی | راست روستایی
این حزب نماینده منافع کشاورزان و مناطق روستایی است؛ هرچند بسیاری از کشاورزان استرالیا از اقشار سرمایهدار بهشمار میروند.
Nationals با Liberal ائتلاف میکند و اولویتهای آن شامل کشاورزی، جادههای منطقهای و خدمات روستایی است.
در شهرهای بزرگ تقریباً حضور کمرنگی دارد و در زمینه مهاجرت، گرچه رویکرد محدودکنندهتری دارد، اما از نیروی کار فصلی و موقت حمایت میکند.
Teal Independents — مستقلهای تیل | مرکز، مستقل
این نمایندگان حزب رسمی ندارند اما یک جریان فکری به شمار میروند.
بسیاری از آنها از میان رأیدهندگان یا اعضای ناراضی حزب Liberal بیرون آمدهاند؛ از نظر اقتصادی به Liberal نزدیکاند اما در زمینه محیطزیست و شفافیت سیاسی مواضع بسیار پیشروتری دارند.
سه محور اصلی آنها عبارت است از:
اقدام جدی برای مقابله با تغییرات اقلیمی و کاهش ۵۰ تا ۶۰ درصدی کربن تا سال ۲۰۳۰
کمیسیون مستقل مبارزه با فساد
برابری جنسیتی
رنگ «تیل» ترکیبی از آبی Liberal و سبز Greens است. بسیاری از این چهرهها زنانی با سابقه حرفهای قوی در حوزههایی مانند پزشکی، حقوق و رسانه هستند.
در ویکتوریا، مونیک رایان (Kooyong) یکی از شناختهشدهترین چهرههای این جریان است.
One Nation(وان نیشن) | راست پوپولیست
این حزب بیش از آنکه بر برنامهریزی جامع حکومتی تکیه کند، بر مخالفت با برخی روندها و سیاستها شناخته میشود.
مواضع اصلی One Nation
مهاجرت:
کاهش سقف مهاجرت به حدود ۱۳۰ هزار ویزا در سال و خروج از کنوانسیون پناهندگان سازمان ملل.
اقلیم:
خروج از توافق پاریس، مخالفت با تعهدات net zero و حمایت از زغالسنگ و سوختهای فسیلی.
اقتصاد:
گرایش به ناسیونالیسم اقتصادی و مخالفت با مالکیت خارجی زمین.
فرهنگ:
مخالفت با آنچه «القای ایدئولوژی در مدارس» مینامند، محدودیت بیشتر در سقط جنین و مخالفت با واکسیناسیون اجباری.
تفاوت One Nation با Liberal
حزب لیبرال یک حزب محافظهکار اقتصادی است؛ اما وان نِیشن بیشتر یک جنبش پوپولیستی ـ ملیگرا محسوب میشود که بر نارضایتیهای عمومی سوار میشود.
لیبرالها از مهاجرت نیروی متخصص حمایت میکنند، در حالیکه One Nation خواهان کاهش گسترده مهاجرت است.
آیا وان نیشن برای ایرانیان خطرناک است؟
اگر مهاجر یا پناهجو باشید، سیاستهای این حزب میتواند مستقیماً بر زندگی شما اثر بگذارد. اگر شهروند هستید، حمایت از این حزب بهمعنای حمایت از سیاستهایی است که ممکن است بر مهاجران دیگر، از جمله ایرانیان، تأثیر منفی بگذارد.
این یک واقعیت سیاسی است، نه قضاوت اخلاقی.
خصوصیسازی در نگاه لیبرال؛ دقیقاً یعنی چه؟
وقتی Liberal از خصوصیسازی صحبت میکند، منظور کسبوکارهای کوچک ایرانی نیست، بلکه واگذاری زیرساختهای عمومی بزرگ به شرکتهای خصوصی است.
نمونههای شناختهشده در ویکتوریا:
سیتیلینک، ایستلینک و تونل وستگیت؛ شرکتهای خصوصی سالها عوارض دریافت خواهند کرد
شبکه ملی اینترنت استرالیا؛ دولت ائتلاف طرح فیبر نوری حزب کارگر را تغییر داد؛ منتقدان از افت کیفیت اینترنت میگویند
برق: خصوصیسازی شبکه برق در دهه ۹۰ که به باور برخی منتقدان به افزایش قیمتها منجر شد.
بندر ملبورن: دولت Labor نیز در سال ۲۰۱۵ این بندر را برای ۵۰ سال اجاره داد.
این نمونهها نشان میدهد که مرز میان سیاستهای اقتصادی احزاب همیشه کاملاً شفاف نیست.
انتخابات ویکتوریا — نوامبر ۲۰۲۶
بر اساس برخی نظرسنجیهای آوریل ۲۰۲۶:
بر مبنای برآورد درصد حمایت رأیدهندگان
وان نِیشن : ۲۴.۵
کارگر : ۲۵.۵
ائتلاف لیبرال–نشنال : ۲۴
سبز : ۱۳.۵
سایرین و مستقلها: ۱۳
احتمال شکلگیری پارلمان آویخته (Hung Parliament) بالاست؛ یعنی هیچ حزبی اکثریت کامل نخواهد داشت و رأی دوم (preferences) و احزاب کوچک نقش تعیینکنندهای خواهند داشت.
چند تصور رایج در میان ایرانیان
۱. «راست» فقط اقتصاد است
در استرالیا، راست فقط اقتصادی نیست؛ بلکه بُعد فرهنگی و اجتماعی هم دارد.
۲. «چپ» یعنی ضدسرمایهداری
در استرالیا تقریباً همه احزاب اصلی، سرمایهداری را میپذیرند؛ اختلاف بر سر تنظیم بازار است.
۳. Liberal یعنی حامی کسبوکار کوچک ایرانی
کاهش مالیات لزوماً به معنی حمایت مستقیم از همه کسبوکارهای کوچک نیست. در عین حال، سیاستهای Labor نیز میتواند از طریق افزایش قدرت خرید مردم به نفع مصرفکنندگان و کسبوکارها باشد.
۴. ایرانیان حتماً باید راستگرا باشند
این تصور که «چون از جمهوری اسلامی آمدهایم، باید راستگرا باشیم» الزاماً با واقعیت سیاست استرالیا همخوان نیست. جمهوری اسلامی از نظر علوم سیاسی یک نظام اقتدارگرا است، نه چپ به معنای رایج غربی.
جمعبندی نهایی
در استرالیا، کارگر و لیبرال هر دو در مرکز طیف سیاسی جهانی قرار میگیرند. سبز چپگراتر است، مستقلهای Teal بر شفافیت و اقلیم تمرکز دارند و وان نیشن بیشتر یک جریان پوپولیستی با تمرکز بر مخالفت با مهاجرت و سیاستهای اقلیمی است.
در انتخابات ویکتوریا ۲۰۲۶، بهویژه اگر هیچ حزبی اکثریت کامل نداشته باشد، رأی شما میتواند بیش از همیشه تأثیرگذار باشد.
«این مطلب در قالب یادداشت تحلیلی منتشر شده و مسئولیت دیدگاههای مطرحشده بر عهده نویسنده است.»