از صندلی قدرت تا سلول زندان؛ مصطفی تاجزاده، از مسئولان پیشین جمهوری اسلامی، امروز به منتقد سرسخت ساختاری تبدیل شده که زمانی بخشی از آن بود. او همچنان از پشت میلههای زندان، خواستار تغییرات بنیادین در نظام سیاسی ایران است.
رادیو نشاط- مصطفی تاجزاده، سیاستمداری که روزگاری در ساختار جمهوری اسلامی مسئولیت داشت و از مدافعان انقلاب ۱۳۵۷ بود، امروز از درون زندان اوین به یکی از منتقدان صریح همان ساختار تبدیل شده است. او با وجود سالها حبس، از مواضع انتقادی خود عقبنشینی نکرده و همچنان بر ضرورت تغییرات بنیادین، حذف اصل ولایت فقیه و حاکمیت اراده مردم تأکید دارد. زندگی او روایتی از تحول سیاسی یک چهره حکومتی است؛ از حضور در قدرت تا رویارویی با ساختاری که زمانی بخشی از آن بود.
از همراهی با انقلاب تا مخالفت با ساختار قدرت
در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی ایران، چهرههایی بودهاند که روزگاری در شکلگیری یا اداره نظام سیاسی نقش داشتهاند، اما با گذشت زمان به منتقدان همان ساختار تبدیل شدهاند. در میان این افراد، مصطفی تاجزاده جایگاه قابل توجهی دارد؛ نه فقط به دلیل مسئولیتهای گذشتهاش، بلکه به دلیل مسیری که از حضور در حکومت تا انتقاد آشکار از مبانی قدرت طی کرده است.
او زمانی از نیروهای انقلابی و از مسئولان ارشد دولت اصلاحات بود، اما امروز در زندان اوین به سر میبرد و از همانجا خواستار تغییراتی شده که به یکی از بنیادیترین اصول ساختار جمهوری اسلامی، یعنی ولایت فقیه، مربوط میشود.
تحول سیاسی تاجزاده را نمیتوان صرفاً به تغییر مواضع یک سیاستمدار محدود کرد. زندگی او با رویدادهای مهم تاریخ جمهوری اسلامی گره خورده است؛ از انقلاب ۱۳۵۷ و سالهای نخست استقرار نظام گرفته تا دولت اصلاحات، اعتراضات سال ۱۳۸۸، زندانهای طولانی و تحولات سیاسی سالهای اخیر.
پرسش اصلی این است: چگونه فردی که سالها در ساختار جمهوری اسلامی فعالیت کرده بود، به این نتیجه رسید که اصلاحات محدود در چارچوب موجود برای تحقق خواستههای مردم کافی نیست؟
مصطفی تاجزاده کیست؟
سید مصطفی تاجزاده در سال ۱۳۳۵ در تهران متولد شد. او در جوانی برای ادامه تحصیل به ایالات متحده آمریکا رفت و در فضای فعالیتهای سیاسی دانشجویان ایرانی مخالف حکومت پهلوی، به جریان دانشجویان مسلمان پیوست.
با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷، تاجزاده به ایران بازگشت و فعالیت سیاسی خود را در نظام تازهتأسیس جمهوری اسلامی ادامه داد.
او به نسلی تعلق داشت که انقلاب را زمینهای برای تغییر ساختار سیاسی کشور میدانست و در سالهای نخست پس از انقلاب، از جمهوری اسلامی و رهبری آیتالله روحالله خمینی حمایت میکرد.
تاجزاده در دهه ۱۳۶۰ وارد مسئولیتهای اجرایی شد و در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بهویژه در دوران وزارت محمد خاتمی، فعالیت کرد.
او همچنین از چهرههای شناختهشده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران بود؛ تشکیلاتی سیاسی که در سالهای بعد به یکی از جریانهای مؤثر در اردوگاه اصلاحطلبان تبدیل شد.
این بخش از زندگی تاجزاده اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا منتقد امروز ولایت فقیه، فعالیت سیاسی خود را در همراهی با انقلاب و در چارچوب نظام جمهوری اسلامی آغاز کرده بود.
ورود به قدرت؛ تاجزاده در دولت اصلاحات
پیروزی محمد خاتمی در انتخابات ریاستجمهوری دوم خرداد ۱۳۷۶، فصل تازهای در زندگی سیاسی تاجزاده گشود.
او به معاونت سیاسی وزارت کشور رسید و برای مدتی نیز سرپرستی این وزارتخانه را بر عهده گرفت.
در آن دوران، وزارت کشور یکی از مهمترین نهادهای اجرایی دولت بود که مسئولیت برگزاری انتخابات، امور احزاب و مدیریت مسائل سیاسی داخلی را بر عهده داشت.
تاجزاده در جایگاهی قرار گرفت که میتوانست از نزدیک با محدودیتها و اختلافات میان نهادهای انتخابی و انتصابی جمهوری اسلامی مواجه شود.
دولت خاتمی با شعار توسعه سیاسی، جامعه مدنی و حاکمیت قانون روی کار آمده بود، اما اجرای برنامههای اصلاحی با مقاومتها و موانع متعددی روبهرو شد.
توقیف مطبوعات، برخورد با فعالان سیاسی، محدودیت فعالیت احزاب و اختلافات میان دولت و نهادهای انتصابی از جمله چالشهای آن دوران بود.
در تیرماه ۱۳۷۸ نیز حمله به کوی دانشگاه تهران و اعتراضات دانشجویی پس از آن، یکی از جدیترین بحرانهای سیاسی دولت اصلاحات را رقم زد.
تاجزاده در مقام معاون سیاسی وزارت کشور، از مسئولان مرتبط با مدیریت سیاسی آن دوره بود. عملکرد دولت و مقامهای وقت در جریان این حوادث، همچنان موضوع نقد و ارزیابی تاریخی است.
او در این سالها همچنان به امکان اصلاح جمهوری اسلامی از طریق انتخابات، تقویت نهادهای مدنی و افزایش اختیارات نهادهای منتخب مردم اعتقاد داشت.
اما تجربه دولت اصلاحات نشان داد که حتی پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری و مجلس نیز لزوماً به معنای توانایی تغییر سیاستهای بنیادین کشور نیست.
انتخابات ۱۳۸۸؛ آغاز رویارویی مستقیم با ساختار امنیتی
انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ نقطه عطف مهمی در زندگی سیاسی تاجزاده بود.
پس از اعلام نتایج انتخابات و شکلگیری اعتراضات گسترده، او همراه با شماری از فعالان اصلاحطلب بازداشت شد.
تاجزاده که زمانی در وزارت کشور مسئولیت اجرایی داشت، این بار در جایگاه متهم سیاسی قرار گرفت و به زندان محکوم شد.
او سالهای طولانی را در زندان گذراند و سرانجام در خرداد ۱۳۹۵ آزاد شد.
این تجربه، مرحله تازهای از فعالیت سیاسی او را رقم زد.
تاجزاده در دوران حبس نیز از طریق نامهها و مواضع منتشرشده به انتقاد از عملکرد نهادهای حکومتی ادامه داد.
انتقادهای او بهتدریج از عملکرد دولتها و نهادهای اجرایی فراتر رفت و به موضوع تمرکز قدرت، اختیارات رهبری و محدودیتهای ساختاری نظام سیاسی کشیده شد.
تفاوت مهم این دوره با سالهای نخست اصلاحات آن بود که تاجزاده دیگر تنها با مسئله اجرای درست قانون اساسی روبهرو نبود؛ او بهتدریج خود ساختار حقوقی و سیاسی موجود را نیز مورد پرسش قرار میداد.
پس از آزادی؛ اصلاحطلبی که پرسشهای بنیادیتری مطرح کرد
تاجزاده پس از آزادی در سال ۱۳۹۵، برخلاف برخی فعالان سیاسی که پس از زندان فعالیت عمومی خود را محدود کردند، به حضور در مباحث سیاسی ادامه داد.
او در مصاحبهها، مناظرهها و نوشتههایش درباره نقش نهادهای نظامی در سیاست، اختیارات رهبری، آزادی انتخابات، حقوق شهروندی و ضرورت پاسخگویی مقامهای حکومتی سخن گفت.
در این دوره، فاصله مواضع او با اصلاحطلبی متعارف آشکارتر شد.
بخش مهمی از جریان اصلاحات همچنان بر مشارکت انتخاباتی و تغییر تدریجی سیاستها در چارچوب قانون اساسی تأکید میکرد، اما تاجزاده بیش از گذشته ضرورت بازنگری در ساختار قدرت را مطرح میساخت.
او در سال ۱۴۰۰ برای انتخابات ریاستجمهوری ثبتنام کرد، اما شورای نگهبان صلاحیتش را تأیید نکرد.
این اقدام نشان میداد که او هنوز استفاده از ظرفیتهای انتخاباتی را بهعنوان یکی از شیوههای فعالیت سیاسی کنار نگذاشته است؛ هرچند انتقادهایش از ساختار موجود بهمراتب صریحتر شده بود.
بازداشت دوباره؛ سیاستمداری که به زندان بازگشت
در ۱۷ تیرماه ۱۴۰۱، مصطفی تاجزاده بار دیگر بازداشت شد.
این بازداشت در شرایطی صورت گرفت که او به یکی از منتقدان شناختهشده سیاستهای جمهوری اسلامی و ساختار قدرت تبدیل شده بود.
اتهامهایی از جمله اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب علیه او مطرح شد و دادگاه انقلاب برایش حکم حبس صادر کرد.
در سالهای بعد نیز گزارشهایی از تشکیل پروندههای قضایی تازه علیه او منتشر شد.
با این حال، زندان مانع ادامه بیان مواضع سیاسی او نشد.
تاجزاده از طریق نامهها، پیامها و بیانیههایی که از زندان منتشر شده، همچنان درباره آینده ایران، ضرورت تغییر ساختار سیاسی و حقوق شهروندان اظهارنظر کرده است.
تحول بنیادین؛ از دفاع از جمهوری اسلامی تا نقد اصل ولایت فقیه
یکی از مهمترین نقاط تحول سیاسی تاجزاده، تغییر موضع آشکار او درباره اصل ولایت فقیه است.
او در گفتوگویی با حسین رزاق، فعال سیاسی، که در سال ۱۴۰۲ منتشر شد، اعلام کرد که دیگر به شیوه اصلاحطلبی سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۹۶ اعتقاد ندارد.
تاجزاده در این گفتوگو به این نتیجه اشاره کرد که بدون حذف اصل ولایت فقیه از قانون اساسی، دستیابی به یک نظام سیاسی دموکراتیک و پاسخگو امکانپذیر نخواهد بود.
اهمیت این موضع زمانی روشنتر میشود که گذشته سیاسی او را در نظر بگیریم.
فردی که فعالیت سیاسی خود را با حمایت از انقلاب اسلامی آغاز کرده و سالها در ساختار اجرایی جمهوری اسلامی مسئولیت داشته، اکنون یکی از اصول بنیادین همان نظام را مانعی برای تحقق حاکمیت مردم میداند.
با وجود این تغییر، تاجزاده همچنان بر روشهای مسالمتآمیز، مراجعه به آرای عمومی و همهپرسی برای تغییر قانون اساسی تأکید میکند.
بنابراین تحول او را نباید به معنای پذیرش تمام دیدگاههای جریانهای مخالف جمهوری اسلامی دانست. او در شیوه گذار سیاسی و تأکید بر پرهیز از خشونت، همچنان مواضع مشخص خود را دارد.
اما تفاوت میان تاجزاده امروز و تاجزاده سالهای نخست انقلاب، تفاوتی اساسی است: او دیگر اصلاح عملکرد مسئولان را بهتنهایی کافی نمیداند و خواستار تغییر در قواعد بنیادین توزیع قدرت است.
تحول شخصیتی؛ از مقام حکومتی تا منتقدی در زندان
تحول تاجزاده تنها در تغییر مواضع سیاسی او خلاصه نمیشود.
در طول نزدیک به پنج دهه فعالیت سیاسی، موقعیت اجتماعی و سیاسی او نیز دگرگون شده است.
او زمانی در جایگاه مقام دولتی، بخشی از ساختار اجرایی کشور بود؛ امروز بخش مهمی از فعالیت سیاسیاش از داخل زندان انجام میشود.
در گذشته، ابزارهای فعالیت او شامل مسئولیتهای اجرایی، فعالیت حزبی و حضور در انتخابات بود. اکنون نامهها، بیانیهها و پیامهای منتشرشده از زندان از مهمترین راههای ارتباط او با افکار عمومی هستند.
آنچه از رفتار سیاسی تاجزاده میتوان مشاهده کرد، استمرار بیان دیدگاههای انتقادی با وجود محکومیتهای قضایی و محدودیتهای زندان است.
البته درباره انگیزههای درونی یا تحولات روانشناختی او نمیتوان بدون شواهد مستقیم قضاوت کرد. اما تغییر مواضع اعلامشده و تصمیمهای سیاسی او در طول زمان، قابل بررسی و مستندسازی است.
از این منظر، زندگی تاجزاده نمونهای از تحول تدریجی یک فعال سیاسی است که از حمایت از ساختار موجود به ضرورت تغییرات بنیادین در همان ساختار رسیده است.
ماندن در ایران؛ انتقاد از درون کشور
یکی از ویژگیهای قابل توجه زندگی سیاسی تاجزاده، ادامه فعالیت او در داخل ایران است.
او با وجود سالها زندان و برخوردهای قضایی، از ایران خارج نشده و همچنان در همان کشوری فعالیت سیاسی میکند که زمانی در ساختار حکومت آن مسئولیت داشته است.
در شرایطی که شماری از فعالان سیاسی و منتقدان جمهوری اسلامی به خارج از کشور مهاجرت کردهاند، تاجزاده فعالیت خود را در داخل ایران ادامه داده و بخش قابل توجهی از سالهای اخیر را در زندان گذرانده است.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که انتقادهای او در شرایطی مطرح میشود که خود مستقیماً با محدودیتها و پیامدهای قضایی آن مواجه است.
ماندن در ایران بهتنهایی معیار درستی یک دیدگاه سیاسی نیست، اما در بررسی زندگی تاجزاده، بخشی مهم از شیوه فعالیت و موقعیت کنونی او محسوب میشود.
او در حالی از تغییر ساختار سیاسی سخن میگوید که امکان حضور آزادانه در فعالیتهای عمومی و سیاسی را ندارد.
فخرالسادات محتشمیپور؛ همراهی در سالهای زندان
در زندگی سیاسی مصطفی تاجزاده، نقش همسرش فخرالسادات محتشمیپور نیز قابل توجه است.
محتشمیپور که خود از فعالان سیاسی و مدنی است، در سالهای زندان همسرش بارها درباره وضعیت او، محدودیتهای ملاقات، پروندههای قضایی و شرایط نگهداریاش اطلاعرسانی کرده است.
او در مقاطع مختلف از حقوق همسرش دفاع کرده و یکی از منابع اصلی انتشار اخبار مربوط به وضعیت تاجزاده بوده است.
سالهای طولانی حبس، تنها زندگی سیاسی تاجزاده را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه خانواده او نیز با پیامدهای این وضعیت مواجه بودهاند.
گذشتهای که همچنان نیازمند پاسخگویی است
بررسی تحول سیاسی تاجزاده بدون پرداختن به مسئولیتهای گذشته او کامل نخواهد بود.
او سالها در ساختار جمهوری اسلامی حضور داشته و در دولت اصلاحات از مقامهای ارشد وزارت کشور بوده است.
از این رو، منتقدانش پرسشهایی درباره نقش و مسئولیت او در رویدادهای سیاسی گذشته، از جمله عملکرد نهادهای حکومتی در دهههای نخست جمهوری اسلامی و حوادث دوران اصلاحات مطرح میکنند.
برخی معتقدند تغییر مواضع سیاسی، ضرورت پاسخگویی درباره مسئولیتهای گذشته را از میان نمیبرد.
در مقابل، حامیان تاجزاده بر تحول دیدگاههای او، انتقادهای علنی از ساختار قدرت و تحمل سالهای طولانی زندان تأکید دارند.
این دو موضوع لزوماً یکدیگر را نفی نمیکنند.
میتوان عملکرد گذشته یک سیاستمدار را نقد کرد و در عین حال، تغییر مواضع و رفتار سیاسی او در سالهای بعد را نیز به رسمیت شناخت.
شناخت دقیق زندگی تاجزاده مستلزم توجه به هر دو جنبه است؛ هم مسئولیتهایی که زمانی بر عهده داشته و هم دیدگاههایی که امروز مطرح میکند.
مهر ۱۴۰۵؛ صدای تاجزاده همچنان از زندان شنیده میشود
بر اساس آخرین گزارشهای منتشرشده تا مهرماه ۱۴۰۵، مصطفی تاجزاده همچنان در زندان اوین به سر میبرد.
او پس از یک دوره مرخصی کوتاه، روز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ بار دیگر به زندان بازگشت.
تاجزاده در سالهای اخیر، با وجود حبس و محدودیتهای ارتباطی، انتشار مواضع انتقادی خود را ادامه داده است.
او در پیامها و بیانیههای منتشرشده از زندان، درباره وضعیت سیاسی ایران، حقوق شهروندان، ضرورت تغییرات ساختاری و آینده کشور اظهارنظر کرده است.
در واقع، زندان برای تاجزاده به معنای توقف فعالیت سیاسی نبوده است.
سیاستمداری که روزگاری از درون نهادهای اجرایی جمهوری اسلامی برای اصلاح امور تلاش میکرد، امروز از درون زندان همان نظام، ضرورت تغییر قواعد بنیادین قدرت را مطرح میکند.
این تضاد میان گذشته و امروز، یکی از مهمترین ویژگیهای زندگی سیاسی اوست.
سخن پایانی؛ از حضور در قدرت تا مطالبه تغییر
زندگی سیاسی مصطفی تاجزاده، روایتی از تغییر مواضع یک سیاستمدار در مواجهه با تحولات تاریخی، تجربه حکومتداری، محدودیتهای اصلاحات و سالهای زندان است.
او از نسلی برخاست که در پیروزی انقلاب اسلامی نقش داشت، سالها در ساختار جمهوری اسلامی فعالیت کرد و در دوران اصلاحات کوشید از مسیر نهادهای رسمی به تغییرات سیاسی دست یابد.
اما امروز به این نتیجه رسیده که بدون تغییر در ساختار قدرت و بازنگری در قانون اساسی، دستیابی به نظامی دموکراتیک و پاسخگو امکانپذیر نیست.
آنچه زندگی او را به موضوعی قابل تأمل تبدیل میکند، تنها تغییر دیدگاههای سیاسیاش نیست؛ بلکه استمرار بیان این دیدگاهها در شرایطی است که همچنان در زندان به سر میبرد.
تاجزاده امروز نه مقام دولتی است و نه امکان فعالیت آزادانه سیاسی دارد. با این حال، همچنان از طریق پیامها و بیانیههای منتشرشده از زندان در مباحث مربوط به آینده ایران حضور دارد.
سرگذشت او پرسشی فراتر از زندگی یک فرد را مطرح میکند: چگونه تجربه حضور در قدرت، ناکامی اصلاحات و مواجهه مستقیم با محدودیتهای سیاسی میتواند به بازنگری بنیادین در باورهای یک سیاستمدار منجر شود؟
مصطفی تاجزاده روزگاری در ساختار جمهوری اسلامی مسئولیت داشت؛ امروز در زندان همان نظام، خواستار تغییر بنیادی ساختار قدرت است. این فاصله میان دیروز و امروز، مهمترین فصل زندگی سیاسی اوست؛ فصلی که هنوز به پایان نرسیده است.