چرا پایان دادن به یک رابطه طولانی‌مدت این‌قدر سخت است؛ حتی وقتی دیگر نمی‌خواهید بمانید؟

چرا پایان دادن به یک رابطه طولانی‌مدت این‌قدر سخت است؛ حتی وقتی دیگر نمی‌خواهید بمانید؟

خیلی‌ها مدت‌هاست می‌دانند رابطه‌شان دیگر مثل قبل نیست، اما باز هم نمی‌توانند آن را تمام کنند. آیا پای عشق در میان است، یا مغز انسان از تنهایی و تغییر می‌ترسد؟ روان‌شناسان می‌گویند دلایل پنهانی وجود دارد که جدایی را سخت‌تر از چیزی می‌کند که تصور می‌کنیم.

به گزارش رادیو نشاط، خیلی‌ها در رابطه‌ای می‌مانند که دیگر برایشان شادی، آرامش یا رضایت گذشته را ندارد؛ با این حال، تصمیم به جدایی برایشان بسیار دشوار است. شاید از بیرون این سؤال ساده به نظر برسد: «اگر خوشحال نیستی، چرا نمی‌روی؟» اما روان‌شناسان می‌گویند پاسخ این سؤال، بسیار پیچیده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شود.

در گزارش کارشناسان روان‌شناسی ABC آمده است که، پایان دادن به یک رابطه طولانی‌مدت فقط به احساسات یا مسائل مالی محدود نمی‌شود؛ بلکه دلایل روانی و حتی واکنش‌های مغزی نیز در تصمیم افراد نقش مهمی دارند. ترس از تنهایی، نگرانی درباره آینده، فرزندان، مسائل مالی و حتی از دست دادن بخشی از هویت شخصی، از مهم‌ترین عواملی هستند که افراد را در یک رابطه نگه می‌دارند.

یکی از مفاهیمی که روان‌شناسان به آن اشاره می‌کنند، «خطای هزینه ازدست‌رفته» است؛ یعنی وقتی فرد با خود فکر می‌کند: «من ۱۰ یا ۲۰ سال از زندگی‌ام را برای این رابطه گذاشته‌ام، نمی‌توانم همین‌طور رهایش کنم.» در چنین شرایطی، فرد بیشتر به زمان، انرژی و احساساتی که در گذشته صرف کرده فکر می‌کند، نه به کیفیت واقعی رابطه در زمان حال.

عامل مهم دیگر، شکل‌گیری «هویت مشترک» در رابطه‌های طولانی است. پس از سال‌ها زندگی مشترک، شریک زندگی بخشی از هویت فرد می‌شود؛ دوستان مشترک، خانواده، عادت‌ها، برنامه‌های آینده و حتی سبک زندگی به هم گره می‌خورند. به همین دلیل، جدایی برای بسیاری از افراد فقط از دست دادن یک نفر نیست؛ بلکه احساس می‌کنند بخشی از وجود خود را از دست خواهند داد.

کارشناسان همچنین می‌گویند مغز انسان به‌طور طبیعی به امنیت عاطفی وابسته می‌شود. در رابطه‌های بلندمدت، شریک زندگی معمولاً به منبعی برای احساس امنیت، آرامش و همراهی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، حتی اگر رابطه دیگر سالم یا رضایت‌بخش نباشد، ترس از تنهایی و ناشناخته‌های آینده می‌تواند مانع تصمیم به جدایی شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهد حتی تصور طرد شدن یا تنهایی، می‌تواند در مغز واکنشی شبیه درد فیزیکی ایجاد کند.

از سوی دیگر، بسیاری از افراد از «درد احتمالی» جدایی می‌ترسند؛ در حالی که روان‌شناسان می‌گویند ترس از جدایی اغلب از خودِ جدایی سخت‌تر است. بسیاری از افراد بعد از پایان رابطه، با وجود غم و سردرگمی اولیه، به مرور با شرایط سازگار می‌شوند و احساس بهتری پیدا می‌کنند. نوشتن احساسات، صحبت با افراد مورد اعتماد یا کمک گرفتن از مشاور، می‌تواند این مسیر را آسان‌تر کند.

کارشناسان تأکید می‌کنند ماندن یا رفتن، تصمیمی کاملاً شخصی است؛ اما شناخت دلایل پنهان روانی می‌تواند به افراد کمک کند آگاهانه‌تر تصمیم بگیرند و بدانند که گاهی «ترس از ناشناخته‌ها» قوی‌تر از واقعیت است.